أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

323

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنچه جز بر نام خداى كشته باشند يعنى بر نام بتان و نام خداى نبرده باشند بايد كه كشنده عند ذبح نام خداى برد و اگر فراموش كند و در نيّت و اعتقاد او وجوب آن باشد روا بود و بايد كه مسلمان بود و روى او به قبله بود با امكان و در آيت دليل است بر آنكه ذبايح آنان كه مخالف اسلام باشند از ساير اصناف كفّار حرام بود براى آنكه ايشان نام خداى نبرند و اگر نام خداى بر آن بگويند آن نه نام خداى باشد چه ايشان او را نشناسند و ذبايح مجبّره و مجسّمه هم روا نباشد براى آنكه آنچه ايشان اعتقاد كرده‌اند خداى را نشايد و آن را كه گلوى او گرفته باشند تا بمرده باشد هم نشايد خوردن كه حرام است و اين آن بود كه گوسفند را بگرفتندى و گلوى او در ميان دو شاخ كردندى و سخت در كشيدندى تا به مردى يا بدست گلويش باز گرفتندى تا به مردى و آن نيز كه به چوب و عصا كشته باشند و آنكه از جاى بلند بيفتد يا در چاهى افتد و بميرد حرام بود و اگر در چاه افتاده باشد و بر مذبحش راه نيابند بهر نوع كه بكشند با تسميه روا باشد از بهر آنكه ضرورت است و آن گاو يا آن گوسفند كه به زخم سرد مرده باشد و آنچه دد « 1 » بعضى از آن بخورده الّا وقتى كه بديشان رسيد و در ايشان حياتى مستقرّ باشد و بكشيد آنگه شما را حلال بود خوردن آن و علامت آن بود كه بعد از ذبح دست و پاى و دنبال يا يكى ازين جمله بجنباند و چشم بر هم زند كه اگر بخلاف اين بود روا نبود و آنچه بر سنگها كشته باشند و آن سنگهائى بود كه در جاهليّت نصب كرده بودند و براى اصنام ذبايح بر آنجا ميكشتند و خونها بر آنجا ميريختند و گفته‌اند كه : اين سنگهائى بود كه براى عبادت نصب كرده بودند و آن سيصد و شصت سنگ بود و آن را « اوثان » ؛ خوانند و « صنم » آن بود كه آن را صورتى و شكلى بود . بعضى ديگر گفتند كه : اين سنگها راست كرده بودند و چيزى كه بكشتندى خون در خانهء كعبه ماليدندى بتقرّب و گوشت از ران ذبيحه تنگ كردندى و بر آن سنگها افكندندى تا خشگ شدى چون مسلمانى ظاهر شد مسلمانان گفتند كه : اهل جاهليّت خانهء كعبه را تعظيم كردندى به خون كه درو ماليدندى ما اوليتريم كه آن را تعظيم كنيم خداى تعالى اين آيت

--> ( 1 ) - « دد » يعنى درنده و نص عبارت ابو الفتوح اين است « و آنچه درنده بعضى از آن خورده باشد يعنى نيم خوردهء شير و گرگ و دگر سباع و هر چه دد آن را بكشد و اگرچه از آن چيزى نخورده هم حرام باشد » .